مقاصدی که با ۲ میلیون تومان میتوان به آنها سفر کرد
نظرات شما
- درباره کوهسنگی
خیلی عالیه
اریا
چهارشنبه ۰۸ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۴۲:۰۰ - درباره قریه العرب
با سلام به تمام دوستان و طبیعت گردان طبیعت دوست.بدو ن اغراق عرض می کنم منطقه گلزار و تمام ابادیهای دامنه کوه سر به فلک کشیده و پر عظمت هزار (مناطقی مثل راین.بخش هنزا. لاله زار... )مناطق بکری می باشند که از لحاظ اکو توریسم می توانند به صورت یه زنجیره تاثیر بسزایی در اقتصاد منطقه داشته باشند اما متاسفانه با وضعیت فعلی و مدیریت بی کفایت ایت مناطق در حال نابودی می باشد. همه امیدشان معادن این رشØ
سعید
شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۵۶:۰۱ - درباره رود قره چای (سیاه رود)
قره چای مخفف واژه ی قوری چای که ترکی است می باشد یعنی رودخانه خشک به این علت گویند که در بیشتر ایام سال خشک است و یک رود فصلی است.
محمد حاتم گویا فامنینی
چهارشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۲۰:۱۲:۴۷ - درباره امامزاده سید سلیمان
آرمگاه متبركه امامزاده سيد سليمان ابن موسي كاظم (ع) در شهر فخرآباد واقع در 25كيلومتري مشكين شهر واقع گرديده كه با دارا بودن مناظر طبيعي و مردماني خونگرم ساليانه ميزبان هزاران تن از زائران و عاشقان اهل بيت(ع) مي باشد
علي
يكشنبه ۰۷ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۱۷:۳۶ - درباره
با سلام وتشکر از راه اندازی سایت خوبتان اینجانب به عنوان دهیار روستای رکن آباد باید به عرض تان برسانم که این روستا در شهرستان میبد واقع شده ولی نویسنده مطلب متاسفانه آگاهانه یا ناآگاهانه آنرا به اردکان چسبانده است لطفا در اسرع وقت آنرا اصلاح بفرمایید باتشکر
رضا حسین زاده
پنجشنبه ۰۷ شهريور ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۱۷:۰۳ - درباره کوههای بلوچستان
یه عکسی هم بذارین بد نیست.
چهارشنبه ۰۱ شهريور ۱۳۹۱ ساعت ۱۳:۲۸:۴۵ - درباره آرامگاه كوروش كبير
تنها آرزوم اینه یه بار برم کوروش جان تو همیشه تو دل ما زنده ای خـــــــــــــــــــــــــــــــاکــــــتــــــم ســـــــــــــــالـــــــا ر
مصی
پنجشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۳ ساعت ۰۹:۰۸:۰۵ - درباره مجموعه ویرانه های تخت جمشید
درود٬ اگر به عکسهای چندین سال پیش بنگریم٬ در این مکانی که ویرانه میخوانیدش٬ کمی آبادانی بود.... دستکم سنگنگارههای آن سالم و سرجای خود بودند.... ولی امروز یا نمناکی هوا آنها را نابود میکند و یا ربوده شده و از موزههای بیرون از کشور سر در میآورند! تخت جمشید از آن روز ویرانه شد که گماشتگانی بیخرد سرپرستی نگهداری از میراث فرهنگی کشوری کهن چون ایـــران را به دوش گرفتند..... مسکن
ویرانه!
شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۲۳:۵۷:۴۱ - درباره قلعه بردوك
قلعه بردوک در آذربایجان غربی منطقه سومای واقع در روستای بردوک متعلق به میرحاتم بلیلانی یا بلیجانی از عشیرت پنیانشی بوده در سال 800 ه - ق که در آن حکمرانی کرده و ملک هرمویی وزیر میر حاتم بوده و رستم کریکانی و طایفه موسانی که از حکاری ترکیه مهاجر ودر کله رش پایین واقع در شپیران ساکن همگی با هم حکمرانان قلعه بردو ک یا بانگه بوده اند ونام مدرس قلعه بردوک ولا شمس بوده این نوشته را که روی پوستی ک
ناشناس
جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۱۸:۰۵ - درباره ميدان مشق، عمارت قزاقخانه
صفویان گفتید بعد نوشتید در زمان فتح علی شاه در شمال شهر دوران صفوی بنا شده. با هم جور نمی آید
مهفام
سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۲۶:۳۶ - درباره غار هیزج
روستارو به خرایه تبریل کردن جه غاری چه کشکی مکان دیدنی ه ه ه با این همه شهید برید حتما روستارو ببینید
جواد هیزج
پنجشنبه ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۱۶:۳۸ - درباره بقعه ملاط
با سلام وخسته نباشید.کمتر بقعه را می توان یافت که 12 امامزاده کنار هم آرمیده باشند
مجید عبداله خواه
يكشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۷:۲۶:۵۳ - درباره یخدان مویدی
چرا 2 بار یخدان مویدی نوشته شده؟! خب مانند ویکی پدیا کاری کنین ک همه بتونن همونو ویرایش کنن
هخامنش سعیدی
جمعه ۲۹ اسفند ۱۳۹۳ ساعت ۱۹:۱۴:۵۸ - درباره مقبره كوروش كبير (پاسارگاد)
سلام با فرا رسیدن عید نوروز خیل عظیم بازدید کنندگان از این آرامگاه با شکوه که میراث بزرگ نیاکان پاک این سرزمین است دیدن می کنند. کاش همه بدانند چه اندیشه پاکی در این سرزمین حاکم بوده و هیچگاه ظلم را پایه و اساس بنیاد حکومت خود قرار نداده بوده!
saeed saeedifar
سه شنبه ۰۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۰۵:۲۹ - درباره روستای قطب آباد
سلام کی میگه قطب اباد جای تفریحی داره چه حرفا میزنینا
بب
دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۲۲:۳۲:۰۳ - درباره روستاي دركي
ااون عكس بالا دركي نيست
محمودي
سه شنبه ۰۲ دي ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۳۵:۳۳ - درباره میل رادکان
اطلاعاتتون کاملا غلطه این برج گورستان نیس این برج نجومیه برای قدمتش هم که دوستان لطف کردن
ممد سجادی
پنجشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۴۹:۳۹ - درباره قلعه الویر
کاش میراث فرهنگی ارزش بیشتری به این بناها میدادند. تا همین تل خاک نیز از بین نمیرفت.
مصطفی نادری فشار
شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۱۴:۰۰ - درباره باغ تاریخی مصلا
ممنون ولی ناقلا ها از کتاب قزوین (آیینه ی تاریخ وطبیعت ایران) کپی کرده اید .
سه شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۳۵:۵۲ - درباره روستاي زارچ
کدوم از عکسهاش برا زارچه ببو؟
خاطرخوات
يكشنبه ۰۷ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۳۶:۰۸
ضرب المثلهای شیرین پارسی
| آ | ا | ب | پ | ت | ث | ج | چ | ح | خ | د |
| ذ | ر | ز | ژ | س | ش | ص | ض | ط | ظ | ع |
| غ | ف | ق | ک | گ | ل | م | ن | و | ه | ی |
دادن بديوانگي گرفتن بعاقلي !
داري طرب كن، نداري طلب كن !
دارندگيست و برازندگي !
داشتم داشتم حساب نيست، دارم دارم حسابه !
دانا داند و پرسد نادان نداند و نپرسد !
دانا گوشت ميخورد ، نادان چغندر !
دانه فلفل سياه و خال مهرويان سياه --- هر دو جانسوز است اما اين كجا و آن كجا !
دختر تنبل، مادر كدبانو را دوست داره !
دختر همسايه هر چه چل تر براي ما بهتر !
دختر مي خوهي ماماش را بين --- كرباس مي خواهي پهناش را ببين !
دختر، تخم تر تيزك است !
دختري كه مادرش تعريف بكنه براي آقا دائيش خوبه !
در بيابان لنگه كفش، نعمت خداست !
در بيابان گرسنه را شلغم پخته به ز نقره خام !
در جيبش را تار عنكبوت گرفته است !
در جواني مستي، در پيري سستي، پس كي خدا پرستي ؟!
در جنگ، حلوا تقسيم نميكنند !
در جهان هر كس كه دارد نان مفت، ميتواند حرفهاي خوب گفت !
در جهنم عقربي هست كه از دستش به مار غاشيه پناه ميبرند !
در حوضي كه ماهي نيست ، قورباغه سپهسالاره !
در خانه ات را ببند همسايه تو دزد نكن !
در خانه اگر كس است يكحرف بس است !
در خانه بيعاره ها نقاره ميزنند !
در خانه هر چه، مهمان هر كه !
در خانه مور، شبنمي طوفانست !
در دروازه را ميشه بست، اما در دهن مردم و نميشه بست !
در ديزي بازه، حياي گربه كجا رفته !
در دنيا يه خوبي ميمونه يه بدي !
در دنيا هميشه بيك پاشنه نميچرخه !
در زير اين گنبد آبنوسي، يكجا عزاست يكجا عروسي !
در زمستان يه جل بهتر از يه دسته گله !
در زمستان، الو، به از پلو !
در شهر كورها يه چشمي پادشاست !
در شهر ني سواران بايد سوار ني شد !
در عفو لذتيست كه در انتقام نيست !
در پس هر گريه آخر خنده ايست !
در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست ! (( حافظ شيرازي ))
در كف شير نر خونخواره اي --- غير تسليم و رضا كو چاره اي ؟
در نمك ريختن توي ديگ بايد به مرد پشت كرد !
در مجلس خود راه مده همچو مني را --- كافسرده دل افسرده كند انجمني را !
در مسجده، نه كندنيست نه سوزوندني !
در چهل سالگي طنبور ميآموزد در گور استاد خواهد شد !
درازي شاه خانم به پهناي ماه خانم در !
درخت اگر متحرك شدي ز جاي بجاي --- نه جور اره كشيدي نه جفاي تبر !
درخت پر بار، سنگ ميخوره !
درخت كاهلي بارش گرسنگي است !
درخت كج جز بآتش راست نميشه !
درخت هر چه بارش بيشتر بشه، سرش پائين تر مياد !
درخت گردكان با اين بلندي --- درخت خربزه الله اكبر !
درد دل خودم كم بود، اينهم قرقر همسايه !
درد، كوه كوه مياد، مو مو ميره !
درزي در كوزه افتاد !
درس اديب اگر بود زمزمه محبتي --- جمعه به مكتب آورد طفل گريز پاي را . (( نظيري نيشابوري ))
در، هميشه بيك پاشنه نميگرده !
درويش از ده رانده، ادعاي كدخدائي كند !
درويش را گفتند : در دكانت را ببند دهنش را هم گذاشت !
درويش موميائي، هي ميگي و نميائي !
درهفت آسمان يك ستاره نداره !
درم داران عالم را كرم نيست --- كريمان را بدست اندر درم نيست !
دزد بازار آشفته ميخواهد!
دزد باش و مرد باش !
دزد به يك راه ميرود، صاحب مال به هزار راه !
دزد حاضر و بز حاضر !
دزد ، آب گرون ميخوره !
دزد ناشي به كاهدون ميزنه !
دزدي ؟ آنهم شلغم ؟ !
دزدي كه نسيم را بدزدد دزد است !
دست بالاي دست بسيار است . (( در جهان پيل مست بسيار است ... ))
دست بريده قدر دستِ بريده را ميدونه !
دست بشكند در آستين، سر بشكند دركلاه !
دست بي هنر كفچه گدائيست !
دست بيچاره چون بجان نرسد --- چاره جز پيرهن دريدن نيست !
دست به دنبك هر كي بزني صدا ميده !
دست تنگي بدتر از دلتنگي است !
دست خالي براي تو سر زدن خوبه !
دست در كاسه و مشت در پيشاني !
دست دكاندار تلخ است !
دست راست را از چپ نميشناسه !
دست شكسته بكار ميره، دل شكسته بكار نميره !
دست شكسته وبال گردنه !
دست پشت سر نداره !
دست پيش را گرفته كه پس نيفته !
دست كار دل نميكنه و دل كار دست !
دست كه بسيار شد بركت كم مي شود !
دست كه به چوب بردي گربه دزده حساب كار خودشو ميكنه !
دست و روت را بشور منم بخور !
دست و رويش را با آب مرده شور خانه شسته است !
دست ننت درد نكنه !
دست ما كوتاه و خرما بر نخيل . (( پاي ما لنگ است و منزل بس دراز )) (( حافظ شيرازي ))
دستت چربه، بمال سرت !
دستت چو نميرسد به خانم --- درياب كنيز مطبخي را !
دستش بدهنش ميرسه !
دستش به خر نميرسه پالان خر را بر ميدارد !
دستش به دم گاو بند شده !
دستش به عرب و عجم بند شده است !
دستش در كيسه خليفه است !
دستش را به كمرش گرفته كه از بيگي نيفته !
دستش را توي حنا گذاشت !
دستش شيره ايست يا دستش چسبناك است !
دستش كجه !
دستش نمك نداره !
دست، دست را ميشناسه !
دستي را كه از من بريد، خواه سگ بخورد خواه گربه !
دستي را كه حاكم ببره ، خون نداره يا ديه نداره !
دستي را كه نميتوان بريد ، بايد بوسيد !
دشمن دانا بلندت ميكند --- بر زمينت ميزند نادان دوست !
دشمن دانا كه غم جان بود --- بهتر از آن دوست كه نادان بود . (( نظامي ))
دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد . (( داني كه چه گفت زال با رستم گرد )) (( سعدي ))
دشمنان در زندن با هم دوست شوند !
دعا خانه صاحبش را ميشناسد !
دعوا سر لحاف ملا نصرالدين بود !
ديده مي بينه، دل ميخواد !
دير آمده زود ميخواد بره !
دير زائيده زود ميخواد بزرگ كنه !
ديشب همه شب كمچه زدي كو حلوا ؟!
ديوار حاشا بلنده !
ديوار موش داره ، موش هم گوش داره !
ديوانه چو ديوانه به بيند خوشش آيد !
ديگ به ديگ ميگه روت سياه ، سه پايه ميگه صل علي !
ديگ ملا نصرالدين است !
ديگران كاشتند ما خورديم، ما ميكاريم ديگران بخورند !
دو تا در را پهلوي هم ميگذارند ، براي اينست كه به درد هم برسند !
دو خروس بچه از يك مرغ پيدا ميشوند، يكي تركي ميخونه يكي فارسي !
دو دستماله ميرقصه !
دو صد من استخوان بايد كه صدمن بار بردارد !
دو قرت و نيمش باقيه !
دو قرص نان اگر از گندم است و گر از جو --- دو تاي جامه اگر كهنه است و گر از نو .
دود از كنده بلند ميشه !
دود، روزنه خودشو پيدا ميكنه !
دور اول و بد مستي ؟
دور دور ميرزا جلاله ، يك زن به دو شوهر حلاله !
دوري و دوستي !
دوست آنست كه بگرياند. دشمن آنست كه بخنداند !
دوست همه كس، دوست هيچكس نيست !
دوستي بدوستي در، جو بيار زرد آلو ببر !
دوستي دوستي از سرت ميكنند پوستي ؟!
دوصد گفته چو نيم كردار نيست !
دوغ در خانه ترش است !
دوغ و دوشاب در نظرش يكيست !
دل بيغم دراين عالم نباشد --- اگر باشد بني آدم نباشد .
دل سفره نيست كه آدم پيش هر كس باز كنه !
دلاكها كه بيكار ميشوند سر هم را ميتراشند !
دلش در و طاقچه نداره !
دلو هميشه از چاه درست در نمياد !
دندن اسب پيشكشي را نميشمارند !
دنده را شتر شكست، تاوانش را خر داد !
دنيا جاي آزمايش است، نه جاي آسايش !
دنيا دمش درازه !
دنيا را آب ببره ، او را خواب ميبره !
دنيا را هر طور بگيري ميگذره !
دنيا پس از مرگ ما، چه دريا چه سراب !
دنيا محل گذره !
دنيا، دار مكافاته !
دنيايش مثل آخرت يزيده !
ده انگشت را خدا برابر نيافريده !
ده درويش در گليمي بخسبند و دو پادشاه در اقليمي نگنجند .
ده، براي كدخدا خوبه و برادرش !
دهن مردم را نميشود بست !
دهنش آستر داره !
دهنش چاك و بست نداره !
دهنه جيبش را تار عنكبوت گرفته !
دم خروس از جيبش پيداست !
دماغش را بگيري جانش در مياد !
دمش را توي خمره زده است !









