مقاصدی که با ۲ میلیون تومان میتوان به آنها سفر کرد
نظرات شما
- درباره مسجد داش آغلیان
مسجد داش آغلیان به قول و تعریف مرحوم ستار خضرلو از همسایگانان خیلی قدیمی مسجد نقل میکرد که در سال 1287 خورشیدی معماران تبریزی آمدند و سقف زیبا و بدون ستون داش آغلیان را پوشاندند و تعمیز و بنای مجددا مسجد نیز در همان سال اتفاق افتاد !
یوسف علی همتی
پنجشنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۱۶:۴۴:۱۷ - درباره دریاچه تار دماوند
جای خیلی معرکه است با ماشین شاسی بلند برید بهتره ولی پراید هم کنار دریاچه تار دیده میشود شنا داخل آب خنک اونجا حال میده
دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۲۰:۲۲ - درباره سنگ نگاره لاخ مزار
بسیار زیبا و عالی بود ایکاش عکس هم میگذاشتید ممنون
محمد حسین سرزهی
سه شنبه ۰۲ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۴۰:۵۹ - درباره امامزاده عبدالله
امام زاده عبد ا..در منطقهي ليتكوه وجود دارد اگر صلاح ميدانيد در توضيحات درج كنيد
amir
جمعه ۱۳ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۵۳:۲۷ - درباره موزه چهلستون
اصلا چيز جالبي كه آدمو جذب خودش كنه در اون نميبيبم.
حديث
سه شنبه ۲۱ شهريور ۱۳۹۱ ساعت ۱۳:۲۳:۰۶ - درباره کاروانسرای ارومیه
سلام ممنون زحمت کشیدین ولی اگه بیشتر توضیح میدادین بهتر بود من بااستفاده از چند تا کتاب اطلاعات بیشتر جمع کردم به هر حال ممنون
مهدی صمدی
شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۲۲:۲۳:۱۴ - درباره روستاي زارچ
زارج شهری است که مستحق شهرستان شدن است لطفا عنوان را اصلاح نمایید
محمدجواد آسایش
جمعه ۲۶ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۲۳:۲۱:۴۹ - درباره تپه باستاني گيان
با سلام واقعا یکی از جای دیدنی و گردشگری بهشت کوچک از سرزمین ایران که خیلی ها از وجود آن بی خبر هستند .
آمیرحسین بابایی
پنجشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۴۷:۴۹ - درباره سرای حاج رضا
متاسفانه این بنای بسیارزیبا مورد بی توجهی فوق العاده قرارگرفته و درحال حاضر محل نگهداری ضایعات زباله ای است . امیدوارم سازمان میراث فرهنگی به فکر آثار باستانی گرانبهای ماباشد
کوچاری
چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۴۸:۴۰ - درباره روستای قطب آباد
سلام کی میگه قطب اباد جای تفریحی داره چه حرفا میزنینا
بب
دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۲۲:۳۲:۰۳ - درباره تالاب عمارت
سلام من تالاب عمارت رفتم خیلی جای زیباییه من عاشقه این روستام واقعا برام جالبه برای من 1 روستای رویاییه
زهرا
سه شنبه ۰۲ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۸:۵۸:۵۱ - درباره خانه سید محمود بهشتی
اینی که نوشتی اصلا کامل نیست در ضمن توی همه ی سایت های دیگه هم اینا بودن مطالب اضافه تری لطفا بذارید
نسیم
جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۳۲:۴۴ - درباره آب گرم گنو
خیلی پول می گیرن واقعاً این رسمش نیست حرومشون باشه
مصطفی حسین خانی
چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۰۶:۰۲ - درباره قلعه فلک الافلاک
فضای داخلی بنای فعلی به چهار تالار نسبتاً بزرگ حول دو حیاط و تعدادی تالار و اتاق تقسیم شده است. ابعاد حیاط اول 5/22×31 متر و ابعاد حیاط دوم 21×29 متر است. در ورودی بنا در سمت شمال و در بدنه برج شمال غربی تعبیه شده است. دورتا دور قلعه را پرتگاهی مخوف فرا گرفته که دارای پوشش گیاهی ست و راه ورود به فلک الافلاک را دشوارتر می کند.نام این قلعه به مفهوم آسمان نهم و بالاترین فلک است که به طورمجازی دست ن
فرشته قربانی
شنبه ۲۸ دي ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۴۴:۵۵ - درباره آب انبارسرخه
من ؟آب انبار شهرستان سرخه را دیده ام خیلی زیبا و قشنگ است ولی متاسفانه اداره آثارباستانی یا سازمان ایرانگردی و جهانگری استان هیچ توجه ای به آن ندارد آثار دست پنجم شهر سمنان را باسازی میکند ولی آثار دست اول شهر سرخه را هیچ بها نمی دهد یک نا عدالتی عجیب در استان سمنان حاکم است .
حامدی
جمعه ۲۲ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۴۵:۴۰ - درباره قلعه حسن آباد
قلعه ی حسن آباد واقع برتپه ای کم ارتفاع درروستای حسن آباد و مسلط براطراف که از نظر نظامی خیلی در زمان خودمهم بوده
حامد رحمانی
سه شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۲۳:۴۶:۰۵ - درباره بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی
سلام من درعید93به همراه خانواده ام به بقعه شیخ صفی رفتیم متاثر شدم ازضعف مدیریت میراث فرهنگی اسثان.مثلانداشتن پارکینگ(که درروزبرفی ماشینم گیر کرددربرف وسرخوردرفت خوردبه ماشین دیگر)بالا بودن نرخ بلیط .تمیزوپارونکردن محوطه وروی قبور ومعلوم نشدن دست نوشته روی قبر.نداشتن محل مناسب برای کفشها.مسلط نبودن به کارشناسان به زبان فارسی.وعدم نظارت قیمتهادربازارشیخ صفی(مثلاحلواسیاه قیمت زده5000
فرشید کریمی حصاری
جمعه ۱۵ فروردين ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۵۳:۲۴ - درباره مسجد ریگ
من اسم مسجد حظیره رو هم تو یه سایت دیگه دیدم اگه میشه اون رو هم قرار بدید تا لیست کامل باشه
حمید
دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۲۵:۳۲ - درباره آرامگاه شیخ محمد لاهیجی
این بنا توسط خانواده شبیه در رأس آنها علی اکبر شبیه بازسازی شده و به حسینیه در خور سالار شهیدان تبدیل شده لطفا در متن اصافه کنید
مهرداد
سه شنبه ۰۵ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۲۳:۲۰:۵۰
عبدا.. عامري |
|
عبدا.. عامري پيشينه: متولد 1301 تهران فارغ التحصيل دانشگاه هنرهاي زيبا شناخت رنگها در كودكي و در سنين هفت، هشت سالگي براي من اتفاق افتاد. يادم ميآيد صبح يك روز تابستاني، وقتي از خواب بيدار شدم، چشمم به ديوار كاهلگي روبهرو افتاد كه از باراني كه در نيمههاي شب باريده بود، هنوز خيس بود و نور آفتاب روي كاهها و سنگريزهها كه از دل ديوار بيرون زده بودند افتاد و تلفيق عجيبي از رنگهاي زرد طلايي، قهوهاي روشن، خاكستريهاي خوش رنگِ سنگريزهها با آبي لاجوردي آسمان، سبزي درختان و ابرهاي سفيد بهوجود آمده بود. اين تصوير براي هميشه در ذهنم ماندگار شد و از اين به بعد جهان رنگها، در من جان گرفتند و با من زندگي كردند.» عبدالله عامري در يك خانواده كاملاً مذهبي و در محله امامزاده يحيي، چسبيده به خيابان ري و از نقاط قديمي تهران، كه در ميانه شمال و جنوب شهر قرار گرفته بود و بافت اجتماعي متوسطي داشت، متولد ميشود. «روبهروي امامزاده يحيي و نزديك خانه ما مسجدي بود كهبهخاطرم هست تابستانها مردم روي پشتبام آن نماز ميخواندند. در وسط حياط مدرسه مسجد درخت چنار كهنسالي قرار داشت كه محيط دور تنه آن شش متري ضخامت داشت و شاخ و برگ گسترده آن سايهبان تمام حياط مسجد و پشتبام آن ميشد. كشف نقاشي اتفاق مهمي در كودكياش بود. او ناخواسته زباني را ميفهميد و درك ميكرد كه ميتوانست با آن سكوت كلامي را جبران كند. «گاهي از مدرسه كه برميگشتم برادر بزرگتراش را ميديدم كه در حال خط كشيدن روي ديوار است. من اول چيزي نميفهميدم ولي محو تماشاي خطخطيهاي او ميشدم. يواش يواش ميديدم كه اين خطها گل ميشوند، خانهها يا كوه ميشوند. فهميدم كه چنين كاري هم ميتوان كرد. من هم شروع به كشيدن شكلها و نقشها روي ديوار كردم. از اينكه ميتوانستم شكل اشيا را بكشم بينهايت مسرور ميشدم. بعد از مدتي ياد گرفتم كه با مدادرنگي منظرههايم را هم رنگ كنم. يك بار عكس منظرهأي را كه روي كارت پستال بود با مداد رنگي كشيدم. وقتي ديدم كه نقاشي من هم شبيه عكس روي كارت شده بهقدري ذوق زدهشدم كه آن را به همه نشان دادم. تشويق خانواده ودوستان مرا در اين كار دلگرم ميكرد.» به راهنمايي دائي خود براي ادامه تحصيل به هنرستان ميرود و ديپلم نقاشي ميگيرد. از جمله استادان او عليمحمد حيدريان و رسام ارژنگ بودند. بعداز هنرستان بلافاصله و بدون كنكور ورودي وارد «هنركده هنرهاي زيبا» ميشود.(۱۳۱۹) عبداله عامري مانند بسياري از هم نسلانش كه از اولين فارغالتحصيلان دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران بودند، در دوران تحصيل با نوگرايي در نقاشي و با مكاتبي مثل امپرسيونيسم و پست امپرسيونيسم آشنا ميشود و تجربه ميكند، و در دورههاي بعد از تحصيل، هم پاي نگرشهاي تازهاي كه در حيطه نقاشي مطرح ميگردد، به تجربه اندوزي خود ادامه ميدهد. بدين ترتنيب او با بسياري از گرايشهاي رايج در نقاشي مانند كوبيسم، نقاشي انتزاعي و نيمه انتزاعي، سوررئاليسم ونيز چشمداشت و توجه به هنر ايراني را تجربه ميكند و سرانجام بنا به خواسته خود و با توجه به حال و هواي موضوع نقاشي، تكنيك و يا سبكي را بهكار ميگيرد. «معتقدم كه نقاش بايد تكنيكهاي مختلفي كار كند تا هر مضموني را با تكنيك مناسب خودش بتواند بيان كند. وقتي به موضوعي فكر ميكنم، به اين هم ميانديشم كه اين موضوع را با چه تكنيكي بهتر ميتوان بيان كرد و سرانجام سراغ همان تكنيك ميروم. به همين جهت هم كارهاي من داراي يك روش و تكنيك ثابت نيستند و به شيوههاي اكسپرسيونيستي، سوررئال. آبستره و امپرسيونيست كار كردهام.» او كه با طبيعتسازي استادانهاي كارش را شروع كرده در بند آن شيوه كه هم در آن محدوده او را ميستايند، نميماند. به ساختن پردههاي اكسپرسيونيستي همچون منظره قهوه خانه ييلاقي و پل سرچشمه در بينيال دوم و سوم رو ميكند در همان اوان به كارهاي «پست امپرسيونيستي» توجه ميكند لحن كارهاي وانگوگ و سزان و گوگن را در فضاهاي سبز، آبي، قهوهاي آن دورهاش ميتوان شنيد. در دورهاي به فضاي آبستره فيگوراتيو ميرسد و «تابلو بار سنگين» اوج كارهاي اين دوره اوست كه خود ميگويد اجازه نمايش آن را سالها به او نداده بودند. چارپاياني كه تور پر از كاه را حمل ميكنند با خطوط مختصر قرمز و سياه خيلي سريع ساخته شده و از دور به مسامحه كلافهاي زرد را ميمانند كه در تپههاي كروي و درختان گردو پيچيده سبز در افقي دوراني همچون منظومهاي از حجمهاي رنگين گرد هم ميچرخند تا نماي جلوي تابلو كه گرايش و ريزش رنگها به جلو - با هجومي به آينده - بيننده را ميخكوب ميكند، آن دوران سرسامآور به سطح مستوي پايان ميپذيرد. او از اين هم فراتر ميرود، در تابلوي توفان، شيروانيها و درختان چنان از ريشه كنده شده و در هوا به شتاب دور شدهاند كه نقاش فقط رد حركت سريع حجم رنگي آنها را نشان داده است. اين تابلو حركت محض رنگ در فضا ست. به رغم تمام تنوع كاري كه عبدالله عامري در پيش گرفته است، دو نكته به طرز بارزي در كارهاي او به چشم ميخورد: نكته اول مفهومگرايي در آثار اوست. «هنرمندان بايد در راه تعالي و پيشرفت جامعهشان فعال باشند. كار من فقط بازي با چهار تا رنگ نيست. يك ظرف هر چقدر هم زيبا باشد، ولي اگر از غذاي مناسب تهي باشد، هيچ شكم گرسنهاي را سير نميكند. نقاشي بايد علاوه بر زيبايي، داراي مفاهيم عالي هم باشد تا هم مردم از آن استفاده كنند و هم خودش. خداوند گفته شما هم در مقابل خودتان، و هم در برابر جامعه مسئول هستيد. اينها را هنرمند بايد با كار خودش نشان دهد، و الا اگر غير از اين باشد، مردم خيلي زود اثر او را فراموش ميكنند.» كارهاي اساتيد گذشته قبل از ميكلآنژ، رافائل، حتي نقاشيهاي پيكاسو، كه بسيار مدرن هستند، تنها بهخاطر ظاهر زيباي آنها پابرجا نيستند، بلكه محتواي آنها هم داراي ارزش هستند.» نكته ديگري كه در آثار او قابل اعتنا ميباشند، عشق به طبيعت است. طبيعتي كه مظهر لطف خدا به بندگانش است. اين عشق را بهخصوص در همه مناظري كه از طبيعت كشيده ميتوان مشاهده كرد. رنگهاي روشن و درخشان مناظر او، انعكاسي از صفا، خلوص، پاكي و نيز اعتنا به «نگارگري ايراني» است. اين توجه او به نگارگري را از دورگيريهايي كه گاه بهكار ميگيرد ميتوان تشخيص داد. در تابلو «مهتاب» خانوادهاي را ميبينيم كه روي پشتبام يك آسياب آبي خوابيدهاند. بر فراز آسمان، قرص كامل گاه از لابهلاي ابرها، زمين را نورباران ميكند. روستايي كه در دل كوه و زير نور ماه لميده، هنوز كاملاً بهخواب نرفته است. گويي نسيم ملايمي برگ درختان را با وزش خود به حركت درآورده است. فضا آكنده از صداي خفيف باد در ميان برگ درختان و همهمه جويبار است. مرد هنوز بهخواب نرفته و غرق در تفكر است. او به چه چيزي فكر ميكند؟ طبيعتاً آنچه دغدغه نقاش است: «من عاشق اين مهتاب هستم. اين سكوت شب و مهتابي كه در آن حال و هواي عرفاني به آدم دست ميدهد و آدم را به تفكر درباره راز خلقت ميبرد.» شايد در جستجوي همين سكوت و نور ماه بود كه سالها پيش محله امامزاده يحيي را كه ديگر صفاي كودكياش را نداشت ترك گفت و در منطقهاي از كرج كه آن موقع نقطه دنج و خلوتي بود سكونت كرد و ميكند. |
|
تعداد بازدید : 2358 |
تعداد نظرات : 5
5 نظر درحال تایید است و یا بدلیل مغایرت با ارزشهای انسانی حذف شده است
|
|
نظر خود را در مورد عبدا.. عامري ثبت کنید.
|
آثار عبدا.. عامري









