مقاصدی که با ۲ میلیون تومان میتوان به آنها سفر کرد
نظرات شما
- درباره تپه گیس
لطفا اطلاعات رو کپی نکنید در تمام وب همین جمله برای این محل نوشته شده و در از یک عکس
ستوده
دوشنبه ۰۹ شهريور ۱۳۹۴ ساعت ۱۷:۰۷:۵۰ - درباره قلعه الویر
کاش میراث فرهنگی ارزش بیشتری به این بناها میدادند. تا همین تل خاک نیز از بین نمیرفت.
مصطفی نادری فشار
شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۱۴:۰۰ - درباره موزه شهدا
خیلی خوب باید باشد و بیشترم بشه\اما باید خوبه اراِه بشه برای جوان های امروز
عظیمی
سه شنبه ۲۹ فروردين ۱۳۹۱ ساعت ۰۱:۴۲:۰۶ - درباره روستای زواره
سلام ابتدا بگم زواره شهر نه روستا!!!!!!!!!! دوما اردستان اثارتاریخی بسیاربسیار زیادتری دارد
شفیعی
يكشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۲۵:۱۹ - درباره تپه باستاني زيويه
عالیه....
غزال مرادی
پنجشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۴۴:۲۰ - درباره تالاب چغاخور
بسیار زیباست من نزدیک غروب بود که اونجا بودم. روستای نزدیکش هم خیلی قشنگه. فقط حیف و صد حیف که اطرافشو خیلی آلوده کردن!
لاله وحیدی
سه شنبه ۱۸ تير ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۵۹:۱۷ - درباره کاروانسرای ارومیه
سلام ممنون زحمت کشیدین ولی اگه بیشتر توضیح میدادین بهتر بود من بااستفاده از چند تا کتاب اطلاعات بیشتر جمع کردم به هر حال ممنون
مهدی صمدی
شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۲۲:۲۳:۱۴ - درباره مقبره در شيخ
اين شخص فرستاده امام رضا به نهاوند است .درآن زمان زلزله زيادي درنهاوند اتفاق مي افتد كه امام رضا جهت دلجوئي مردم اين شهر اين شخص را فرستاده و چون همان موقع در نهاوند فوت ميكند درآنجا نيز به خاك سپرده مي شود.
غلامرضا مقدري
سه شنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۳۹:۰۰ - درباره حمام باغ نشاط
سلام یک سوال دارم پل عباسی در کدام قسمت شیراز واقع شده است؟
شجاعی
سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۵۸:۵۶ - درباره دینار کوه
با سلام بلندترین قله زاگرس از رشته کوه های دینار و قله های دنا در جنوب شهر سمیرم قرار دارد. قله قاشمستان با 4450 متر ارتفاع بلندترین قله دنا نام گرفته است. شهر سمیرم با ارتفاع حدود 2500 متر ارتفاع از سطح دریا لقب بام ایران را به خود اختصاص داده است.
محسن محمدی
پنجشنبه ۱۴ دي ۱۳۹۱ ساعت ۲۰:۱۳:۰۵ - درباره روستای گرماب
اولا روستا نیست و شهره... دوما چشمه داره ولی چشمه آب گرم نیست...
مهدی آقاخانی
چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۲۲:۴۹ - درباره چشمه زارعان
ایول به زروان خودمون لا اقل یه چیزی از این روستا تو اینترنت پیدا کردیم
زروانی
شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۳:۱۸:۳۸ - درباره مسجدجامع ساوه
اول از همه باید از شما تشکر کنم برای ایجاد این سایت اما ایرادی در معرفی مسجد دیدم که مناسب دیدم که آن را مطرح کنم در قسمتی از متن آمده که مسجد جامع ساوه در ابتدا پیدایش شهر بنا شده که طبق اسناد ومدارک معتبر شهر ساوه قدمتی بالای 2000 سال داشته و اینکه شهر ساوه در دوران سلجوقیان بنا شده به طور قطع یقین اشباه بوده و باید تصحیح شود حالا متنی را از سایت رسمی دانشگاه آزاد ساوه برای شما نقل قول می
مجید مهربان
چهارشنبه ۰۳ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۴۱:۰۸ - درباره پل قلعه جوق
پل فوق اخیرا ریزش کرده در حالی که با اندک هزینه ای می شد که آن را برای سالهای سال پا برجا نگه داشت هرچند که الان هم دیر نیست 0 !!!
هاشم محمدی
سه شنبه ۰۳ دي ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۰۹:۲۵ - درباره مسجد اسماعيل خاله اوغلي
من می خواستم بیشنر بدانم چون ظاهرا. گذشته این مسجد به اجداد من مربوط میشود متشکرم
علیرضا خاله اوغلی
چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۵۹:۴۵ - درباره مسجد حکیم
ممنون عالی بود
امیر
دوشنبه ۲۳ فروردين ۱۳۹۵ ساعت ۲۱:۱۹:۳۵ - درباره مسجد جامع ورامین
باسلام وخسته نباشید ، ای کاش اطلاع رسانی بیشتری نسبت این اماکن درسطح شهرستان انجام پذیرد چون بنظربنده 90درصد مردم شهرستان هنوز ازقدمت وچگونگی ساختمان آن اطلاع درستی ندارند وفقط هرروز ازکنار آنهارد میشوند بدون آنکه توجهی داشته باشند چون شناخت کافی ندارند
اسماعیل اکبری
پنجشنبه ۲۹ تير ۱۳۹۱ ساعت ۲۳:۰۴:۴۰ - درباره نقش بهرام
hich axs az in asarnist?
shirin
يكشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲۳:۵۴:۱۰
عبدا.. عامري |
|
عبدا.. عامري پيشينه: متولد 1301 تهران فارغ التحصيل دانشگاه هنرهاي زيبا شناخت رنگها در كودكي و در سنين هفت، هشت سالگي براي من اتفاق افتاد. يادم ميآيد صبح يك روز تابستاني، وقتي از خواب بيدار شدم، چشمم به ديوار كاهلگي روبهرو افتاد كه از باراني كه در نيمههاي شب باريده بود، هنوز خيس بود و نور آفتاب روي كاهها و سنگريزهها كه از دل ديوار بيرون زده بودند افتاد و تلفيق عجيبي از رنگهاي زرد طلايي، قهوهاي روشن، خاكستريهاي خوش رنگِ سنگريزهها با آبي لاجوردي آسمان، سبزي درختان و ابرهاي سفيد بهوجود آمده بود. اين تصوير براي هميشه در ذهنم ماندگار شد و از اين به بعد جهان رنگها، در من جان گرفتند و با من زندگي كردند.» عبدالله عامري در يك خانواده كاملاً مذهبي و در محله امامزاده يحيي، چسبيده به خيابان ري و از نقاط قديمي تهران، كه در ميانه شمال و جنوب شهر قرار گرفته بود و بافت اجتماعي متوسطي داشت، متولد ميشود. «روبهروي امامزاده يحيي و نزديك خانه ما مسجدي بود كهبهخاطرم هست تابستانها مردم روي پشتبام آن نماز ميخواندند. در وسط حياط مدرسه مسجد درخت چنار كهنسالي قرار داشت كه محيط دور تنه آن شش متري ضخامت داشت و شاخ و برگ گسترده آن سايهبان تمام حياط مسجد و پشتبام آن ميشد. كشف نقاشي اتفاق مهمي در كودكياش بود. او ناخواسته زباني را ميفهميد و درك ميكرد كه ميتوانست با آن سكوت كلامي را جبران كند. «گاهي از مدرسه كه برميگشتم برادر بزرگتراش را ميديدم كه در حال خط كشيدن روي ديوار است. من اول چيزي نميفهميدم ولي محو تماشاي خطخطيهاي او ميشدم. يواش يواش ميديدم كه اين خطها گل ميشوند، خانهها يا كوه ميشوند. فهميدم كه چنين كاري هم ميتوان كرد. من هم شروع به كشيدن شكلها و نقشها روي ديوار كردم. از اينكه ميتوانستم شكل اشيا را بكشم بينهايت مسرور ميشدم. بعد از مدتي ياد گرفتم كه با مدادرنگي منظرههايم را هم رنگ كنم. يك بار عكس منظرهأي را كه روي كارت پستال بود با مداد رنگي كشيدم. وقتي ديدم كه نقاشي من هم شبيه عكس روي كارت شده بهقدري ذوق زدهشدم كه آن را به همه نشان دادم. تشويق خانواده ودوستان مرا در اين كار دلگرم ميكرد.» به راهنمايي دائي خود براي ادامه تحصيل به هنرستان ميرود و ديپلم نقاشي ميگيرد. از جمله استادان او عليمحمد حيدريان و رسام ارژنگ بودند. بعداز هنرستان بلافاصله و بدون كنكور ورودي وارد «هنركده هنرهاي زيبا» ميشود.(۱۳۱۹) عبداله عامري مانند بسياري از هم نسلانش كه از اولين فارغالتحصيلان دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران بودند، در دوران تحصيل با نوگرايي در نقاشي و با مكاتبي مثل امپرسيونيسم و پست امپرسيونيسم آشنا ميشود و تجربه ميكند، و در دورههاي بعد از تحصيل، هم پاي نگرشهاي تازهاي كه در حيطه نقاشي مطرح ميگردد، به تجربه اندوزي خود ادامه ميدهد. بدين ترتنيب او با بسياري از گرايشهاي رايج در نقاشي مانند كوبيسم، نقاشي انتزاعي و نيمه انتزاعي، سوررئاليسم ونيز چشمداشت و توجه به هنر ايراني را تجربه ميكند و سرانجام بنا به خواسته خود و با توجه به حال و هواي موضوع نقاشي، تكنيك و يا سبكي را بهكار ميگيرد. «معتقدم كه نقاش بايد تكنيكهاي مختلفي كار كند تا هر مضموني را با تكنيك مناسب خودش بتواند بيان كند. وقتي به موضوعي فكر ميكنم، به اين هم ميانديشم كه اين موضوع را با چه تكنيكي بهتر ميتوان بيان كرد و سرانجام سراغ همان تكنيك ميروم. به همين جهت هم كارهاي من داراي يك روش و تكنيك ثابت نيستند و به شيوههاي اكسپرسيونيستي، سوررئال. آبستره و امپرسيونيست كار كردهام.» او كه با طبيعتسازي استادانهاي كارش را شروع كرده در بند آن شيوه كه هم در آن محدوده او را ميستايند، نميماند. به ساختن پردههاي اكسپرسيونيستي همچون منظره قهوه خانه ييلاقي و پل سرچشمه در بينيال دوم و سوم رو ميكند در همان اوان به كارهاي «پست امپرسيونيستي» توجه ميكند لحن كارهاي وانگوگ و سزان و گوگن را در فضاهاي سبز، آبي، قهوهاي آن دورهاش ميتوان شنيد. در دورهاي به فضاي آبستره فيگوراتيو ميرسد و «تابلو بار سنگين» اوج كارهاي اين دوره اوست كه خود ميگويد اجازه نمايش آن را سالها به او نداده بودند. چارپاياني كه تور پر از كاه را حمل ميكنند با خطوط مختصر قرمز و سياه خيلي سريع ساخته شده و از دور به مسامحه كلافهاي زرد را ميمانند كه در تپههاي كروي و درختان گردو پيچيده سبز در افقي دوراني همچون منظومهاي از حجمهاي رنگين گرد هم ميچرخند تا نماي جلوي تابلو كه گرايش و ريزش رنگها به جلو - با هجومي به آينده - بيننده را ميخكوب ميكند، آن دوران سرسامآور به سطح مستوي پايان ميپذيرد. او از اين هم فراتر ميرود، در تابلوي توفان، شيروانيها و درختان چنان از ريشه كنده شده و در هوا به شتاب دور شدهاند كه نقاش فقط رد حركت سريع حجم رنگي آنها را نشان داده است. اين تابلو حركت محض رنگ در فضا ست. به رغم تمام تنوع كاري كه عبدالله عامري در پيش گرفته است، دو نكته به طرز بارزي در كارهاي او به چشم ميخورد: نكته اول مفهومگرايي در آثار اوست. «هنرمندان بايد در راه تعالي و پيشرفت جامعهشان فعال باشند. كار من فقط بازي با چهار تا رنگ نيست. يك ظرف هر چقدر هم زيبا باشد، ولي اگر از غذاي مناسب تهي باشد، هيچ شكم گرسنهاي را سير نميكند. نقاشي بايد علاوه بر زيبايي، داراي مفاهيم عالي هم باشد تا هم مردم از آن استفاده كنند و هم خودش. خداوند گفته شما هم در مقابل خودتان، و هم در برابر جامعه مسئول هستيد. اينها را هنرمند بايد با كار خودش نشان دهد، و الا اگر غير از اين باشد، مردم خيلي زود اثر او را فراموش ميكنند.» كارهاي اساتيد گذشته قبل از ميكلآنژ، رافائل، حتي نقاشيهاي پيكاسو، كه بسيار مدرن هستند، تنها بهخاطر ظاهر زيباي آنها پابرجا نيستند، بلكه محتواي آنها هم داراي ارزش هستند.» نكته ديگري كه در آثار او قابل اعتنا ميباشند، عشق به طبيعت است. طبيعتي كه مظهر لطف خدا به بندگانش است. اين عشق را بهخصوص در همه مناظري كه از طبيعت كشيده ميتوان مشاهده كرد. رنگهاي روشن و درخشان مناظر او، انعكاسي از صفا، خلوص، پاكي و نيز اعتنا به «نگارگري ايراني» است. اين توجه او به نگارگري را از دورگيريهايي كه گاه بهكار ميگيرد ميتوان تشخيص داد. در تابلو «مهتاب» خانوادهاي را ميبينيم كه روي پشتبام يك آسياب آبي خوابيدهاند. بر فراز آسمان، قرص كامل گاه از لابهلاي ابرها، زمين را نورباران ميكند. روستايي كه در دل كوه و زير نور ماه لميده، هنوز كاملاً بهخواب نرفته است. گويي نسيم ملايمي برگ درختان را با وزش خود به حركت درآورده است. فضا آكنده از صداي خفيف باد در ميان برگ درختان و همهمه جويبار است. مرد هنوز بهخواب نرفته و غرق در تفكر است. او به چه چيزي فكر ميكند؟ طبيعتاً آنچه دغدغه نقاش است: «من عاشق اين مهتاب هستم. اين سكوت شب و مهتابي كه در آن حال و هواي عرفاني به آدم دست ميدهد و آدم را به تفكر درباره راز خلقت ميبرد.» شايد در جستجوي همين سكوت و نور ماه بود كه سالها پيش محله امامزاده يحيي را كه ديگر صفاي كودكياش را نداشت ترك گفت و در منطقهاي از كرج كه آن موقع نقطه دنج و خلوتي بود سكونت كرد و ميكند. |
|
تعداد بازدید : 2312 |
تعداد نظرات : 5
5 نظر درحال تایید است و یا بدلیل مغایرت با ارزشهای انسانی حذف شده است
|
|
نظر خود را در مورد عبدا.. عامري ثبت کنید.
|
آثار عبدا.. عامري









