مقاصدی که با ۲ میلیون تومان میتوان به آنها سفر کرد
نظرات شما
- درباره سراب روانسر
سراب روانسر یکی از چندین جاذبه گردشگری استان کرمانشاه است که چشماندازی زیبا و طبیعی دارد. این سراب پر آب و زیبا در روانسر از توابع استان کرمانشاه قرار دارد و در ایام سال، پذیرای میهمانان بسیاری از اقصی نقاط کشور است. در حاشیه این سراب فضایی دلنشین وجود دارد که بازدیدکنندگان در آن توقف میکنند و از دیدن مناظر زیبای اطراف لذت میبرند. سراب روانسر سرچشمه رودخانه قرهسو است که یکی
کاربر
شنبه ۲۰ دي ۱۳۹۳ ساعت ۰۹:۵۵:۱۱ - درباره ییلاق های تالش و آستارا
مریان زیباترین منتقه ییلاقی تالش است
ستاره رستمی
شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۵۳:۲۶ - درباره امامزاده شاهزاده عباس
زیارتگاه عباس بن موسی بن جعفر(ع) درکوه سیرجان بنام شاهزاداده عباس معروف که در زمان مامون خلیف عباسی به همرا ه جمعی از امام زاده وارد ایران شدند ودر شیراز بادشمنان جنک نموده که سرانجام احمدبن موسی (ع ) در آنجا شهید شده است و عباس بن موسی ( ع ) و برادرش حمزه جمعی ازامامزاده ها به سیرجان رسیدندندحمزه در سیرجان شهیدشد وعباس باهمراهین چون از کوه پنج بگذشت درمحلی بنام لازدر گروهی از خوارج
ترقیخواه
جمعه ۰۹ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۰۷:۴۴:۳۷ - درباره آبشار سواسره
چنین اسمی در ناحیه بلده وجود ندارد و سرکاری است
علی
سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۵۳:۵۳ - درباره چمن متحرك
چرا عکس نمیزارید.سایت اصلا کامل نیست.کاشکی هرکسی کار خودشو درست انجام میداد....
دوشنبه ۲۴ تير ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۱۹:۵۹ - درباره قلعه نوشيجان
man malayeri hastam be noshijan ham rafteam ama ehsasi ke anja be adam dast mide motafavete az yek taraf be onvane yek irani eftekhr mikoni ke sahebe asl o nasabi va mojebe khoshhalite ke dar jaii ghadam nahadi ke rozgari donya be zano daramade bod pishe payat va az tarafe dovom ghebte mikhori ke in mirase geranbaha be bado abo baran seporde shode va hich kas be an tavajoh nemikone dar makani hasti ke hich kas jorate posht kardan ra nemikarde va emroz jaygahe posht shode vaghean motaasefam. man davat mikonam ke bebinid ta bavar konid
ahmad cheraghi
چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۴۶:۳۲ - درباره مسجد جامع فیروزآباد
ببخشید قربان مسجد جامع فیروزآباد متعلق به شهرستان میبد میباشد نه اردکان . خواهشا این مطلب رو اصلاح نمایید. متشکر
hamed
يكشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۶:۲۴:۲۱ - درباره دریاچه عباس آباد
واقعن با این سایتتون هنر کردید.به این میگن توسعه گردشگری!؟ نه عکسی نه فیلمی
دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۴۸:۱۴ - درباره قلعه اسعدیه چلیچه
از دژ اسد خان تا باغ اسعدیه اگر کتاب بخوانیم از روستایی با نام چلیچه از محال میزدج چهار محال گفته شده که دراین کتاب از وجود دژی مستحکم در نزدیکی این روستا سخن گفته. همین نوشته باعث شده تا عموم فکر کنند که این باغ اسعدیه همان دژ اسعد خان است. در پاسخ این گفته ها باید بگم که اولا مجموعه ی کنونی که در گذشته دو کوشک با شکوه و مجلل داشته از لحاظ دسته بندی جزو باغ ها دانسته می شده نه دژ یا قلع
محمد نیکپور راستابی
پنجشنبه ۰۲ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۳۹:۰۹ - درباره ارتفاعات موروداغ
لطفا این منطقه را در دفترجه راهنمای کردشگری معرفی نماید
علی ارباتانی
يكشنبه ۱۷ دي ۱۳۹۱ ساعت ۱۶:۰۳:۲۵ - درباره چشمه ازناو
من حدود مرداد ماه 91 از اين چشمه بازديد كردم. بنظر من اين چشمه جاذبه خاصي نداشت. محوطه استخرمانند حالت طبيعي آن را از بين برده، امكانات اوليه هم وجود ندارد.
چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۱۵:۰۶:۱۰ - درباره کاخ موزه ماکو
عالی و زیباست
ب جوان
شنبه ۲۱ تير ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۲۵:۲۸ - درباره بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی
مستدعی است منبع مطالبتان را نیز ذکر فرمایید. همۀ این مطالب از کتاب مجموعه شیخ صفی تالیف آقای دکتر حبیب شهبازی شیران کپی شده است.
افشین رضایی
يكشنبه ۰۴ اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۵۸:۵۷ - درباره تنگ تیزاب
تنگ تیزاب از توابع استان فارس هست
هوشمندی
سه شنبه ۱۹ دي ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۰۳:۳۶ - درباره چشمه رچی
That's the smart thinking we could all bneefit from.
Marylouise
يكشنبه ۱۸ دي ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۱۱:۴۴ - درباره قلعه گلاب، گل و ده مرد
خواهشمند است يك عكس زيبا از قلعه گلاب در قسمت بالاى صفحه أصلى قرار دهيد
احمد
سه شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۰۶:۵۹ - درباره آرامگاه امام احمد غزالی-مسجد حیدریه
شما دیگه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مسجد حیدریه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مسجد احمدیه درسته.احمد غزالی در مسجد احمدیه مدفون هستن.
شهرام
پنجشنبه ۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۷:۰۳:۵۴ - درباره روستای آران و بید گل
باسلام لطفا اصلاح كنيد ماروستايي به نام آران وبيدگل نداريم. آران وبيدگل نام شهري است باحدود نودوپنج هزارنفر جمعيت كه مركز شهرستاني به همين نام مي باشد از مهمترين جاذبه هاي آران وبيدگل درياچه نمك كاروانسرا و-كوير زيباي مرنجاب وبقاع متبركه وشهر زير زميني نوش آباد مي باشد.
آران وبيدگل
شنبه ۰۳ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۰۸:۳۷:۱۷ - درباره بقعه ملاط
با سلام وخسته نباشید.کمتر بقعه را می توان یافت که 12 امامزاده کنار هم آرمیده باشند
مجید عبداله خواه
يكشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۷:۲۶:۵۳ - درباره امامزاده جعفر بروجرد
بروجرد مهد فرزانگان است بروجرد در آستانه استان شدن است امامزاده جعفر از آثار بسیار مذهبی با معماری زیبا از دوران سلجوقی است که نیاز به تبلیغ بیشتر دارد
ساحل سعادت
دوشنبه ۰۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۴۳:۵۶
حماسه عاشقانه و با شکوه ویس و رامین |
|
![]() |
|
پس شهرو ملکه زیبای ایرانی نام دخترک را ویس گذاشت . ولی بلافاصله ویس را به دایه ای سپرده تا او را به خوزان ( خوزستان ) ببرند و با کودک دیگری که تحت آموزش بزرگان کشوری بود دوره های علمی و مهم آن روزگار را ببیند . کودک دوم کسی نبود جز رامین برادر پادشاه مرو . هنگامی که این دو کودک بهترین دوران کودکی و جوانی را در کنار یکدیگر می گذارنند رامین به مرو فراخوانده می شود و ویس نیز به زادگاه خود در همدان . شهرو مادر ویس بدلیل آنکه دختر زیبای خود را ( ویس ) در پی قولی که در گذشته ها داده بود به عقد پادشاه پای به سن گذاشته مرو در نیاورد بهانه ازدواج با غیر خودی را مطرح نمود و می گوید که ویس با افراد غریبه ازدواج نمی کند و به همین جهت مایل است با برادرش ویرو ازدواج کند . به همین روی بنای مراسم بزرگی را گذاشتند تا از پیگری ها پادشاه مرو رهایی پیدا کنند . در روز مراسم "زرد" برادر ناتنی پادشاه مرو برای تذکر درباره قول شهبانو شهرو وارد کاخ شاهنشاهی می شود . ولی ویس که هرگز تمایل به چنین ازدواجی نداشت از درخواست پادشاه مرو و نماینده اش "زرد" امتناع میکند . خبر نیز به گوش پادشاه مرو رسید و وی از این پیمان شکنی خشمگین شد . به همین روی به شاهان گرگان - داغستان - خوارزم - سغد - سند - هند - تبت - و چین نامه نوشت و درخواست سپاهیان نظامی نمود تا با شهبانو مهابادی وارد نبرد شود . پس از خبر دار شدن شهرو شهبانوی ایرانی از این ماجرا وی نیز از شاهان آذربایجان - ری - گیلان - خوزستان یا سوزیانا - استخر و اسپهان یا اصفهان که همگی در غرب ایران بودند درخواست کمک نمود . پس از چندی هر دو لشگر در دشت نهاوند رویاروی یکدیگر قرار گرفتند . نبرد آغاز شد و پدر ویس ( همسر شهرو ) در این جنگ کشته شد . در فاصله نبرد رامین نیز در کنار سپاهیان شرق ایران قرار داشت و ویس نیز در سپاهاین غرب ایران شرکت نموده بود . در زمانی کوتاه آن دو چشم شان به یکدیگر افتاد و سالهای کودکی همچون پرده ای از دیدگانشان با زیبایی و خاطره گذشته عبور کرد . گویی گمشده سالهای خویش را یافته بودند . آری نقطه آغازین عشق ورجاوند ویس و رامین در دشت نهاوند رقم خورد . رامین پس از این دیدار به این اندیشه افتاد که برادر خویش ( پادشاه مرو ) را از فکر ازدواج با ویس منصرف کند ولی پادشاه مرو از قبول این درخواست امتناع نمود . پس از نبردی سخت پادشاه مرو با شهرو رو در رو می گردد و وی را از عذاب سخت پیمان شکنی در نزد اهورامزدا آگاه می نماید . شهرو در نهایت به درخواست پادشاه مرو تن داد و دروازه شهر را به روی پادشاه مرو گشود تا وارد شود و ویس را با خود ببرد . پس از بردن ویس به دربار پادشاه مرو در شهر جشن باشکوهی برگزار شد و مردم از اینکه شاه شهرشان ملکه خویش را برگزیده است خرسند شدند و شادمانی کردند . ولی رامین از عشق ویس در اندوه و دلگdری تمام بیمار شد و سپس بستری شد . ویس نیز که هیچ علاقه ای به همسر جدید خود ( پادشاه مرو ) نداشت مرگ پدرش را بهانه نمود و از همبستر شدن با پادشاه مرو امتناع کرد . در این میان شخصیتی سرنوشت ساز وارد صحنه عاشقانه این دو جوان ایرانی می شود و زندگی جدیدی برای آنان و تاریخ ایران رقم می زند . وی دایه ویس و رامین در دوران کودکی است که پس از شنیدن خبر ازدواج پادشاه مرو با ویس خود را از خوزستان به مرو می رساند . سپس با نیرنگ هایی که اندیشه کرده بود ترتیب ملاقات ویس و رامین با یکدیگر را می دهد و هر سه در یک ملاقات سرنوشت ساز به این نتیجه می رسند که ویس تنها و تنها به رامین می اندیشد و نمی تواند با پادشاه مرو زندگی کند . ولی از طرف دیگر رامین احساس گناه بزرگی را در دل خود حس می کرد و آن خیانت به زن همسر داری است که زن برادرش نیز بوده است . ولی به هروی آنان لحظه ای دوری از یکدیگر را نمی توانستد تاب و توان بیاورند . پس از ملاقات به کمک دایه ویس و رامین انها بهترین لحظات خود را در کنار یکدیگر سپری میکنند . پادشاه مرو که از جریانات اتفاق افتاده آگاهی نداشت از برادرش ( رامین ) و همسرش ( ویس ) برای شرکت در یک مراسم شکار در غرب ایران دعوت میکند تا هم ویس بتواند با خانواده اش دیداری کند و هم مراسم نزدیکی بین دو خاندان شکل گیرد . ولی نزدیکان پادشاه مرو از جریانات پیش آمده بین دایه و ویس و رامین خبرهایی را به شاه مرو میدهند . شاه مرو از خشم در خود می پیچد و آنان را تهدید به رسوایی میکند . حتی رامین را به مرگ نیز وعده می دهد . ویس پس از چنین سخنانی لب به سخن می گشاید و عشق جاودانه خود را به رامین فریاد می زند و میگوید که در جهان هستی به هیچ کس بیش از رامین عشق و علاقه ندارم و یک لحظه بدون او نمی توانم زندگی کنم . از طرف دیگر برادر ویس "ویرو" با ویس سخن میگوید که وی از خاندان بزرگی است و این خیانت یک ننگ برای خانوداه ما می باشد و کوشش خود را برای منصرف کردن ویس میکند . ولی ویس تحت هیچ شرایطی با درخواست ویرو موافقت نمی کند و تنها راه نجات از این درگیری ها را فرار به شهری دیگر می بینند . ویس و رامین به ری می گریزند و محل زندگی خود را از همگان مخفی میکنند . روزی رامین نامه ای برای مادرش نوشت و از جریانات پیش آمده پرسش کرد ولی مادر محل زندگی آنان را به پادشاه مرو که پسر بزرگش بود خبر میدهد . شاه با سپاهش وارد ری می شود و هر دو را به مرو باز میگرداند و با پای درمیانی بزرگان آنها را عفو میکند . پادشاه که از بی وفایی ویس به خود آگاه شده بود در هر زمانی که از کاخ دور می شد ویس را زندانی می کرد تا مبادا با رامین دیداری کند . پس از این وقایع آوازه عاشق شدن رامین و همسر شاه در مرو شنیده می شود و مردم از آن با خبر می شوند . روزی رامین که استاد و نوازنده چنگ و سازه های ایرانی بوده است در ضیافتی بزرگ در دربار مشغول سرودن عشق خود به ویس می شود . خبر به برادرش شاه مرو می رسد و وی با خشم به نزد رامین می آید و او را تهدید به بریدن گلویش میکند که اگر ساکت ننشیند و این چنین گستاخی کند وی را خواهد کشت . درگیری بالا می گیرد و رامین به دفاع از خویش برمی خیزد و با میانجیگری اطرافیان و پشیمانی شاه مرو جریان خاتمه می یابد . مردان خردمند و بزرگان شهر مرو رامین را پند میدهند که نیک تر است که شهر را ترک کنی و به این خیانت به همسر برادر خود پایان دهی زیرا در نهایت جنگی سخت بین شما درخواهد گرفت . با گفته های بزرگان مرو رامین شهر را ترک میکند و راهی غرب ایران می شود و ناچار زندگی جدیدی را با دختری از خانواده بزرگان پارتی به نام "گل" آغاز میکند ولی یاد و خاطره ویس هرگز از اندیشه او پاک نمی شود . روزی که رامین گل را به چهره ویس تشبیه میکند و به او از این شبهات ظاهری بین او و عاشق دیرینه اش ویس خبر میدهد همسرش برآشفته می گردد و او را یک خیانت کار معرفی میکند و پس از مشاجراتی از یکدیگر جدا می شوند . رامین که اندیشه ویس را از یاد نبرده بود مشغول نبشتن نامه ای برای ویس در مرو میشود. سپس مکاتبات طولانی بین آن دو مخفیانه انجام می گیرد و بنا به درخواست ویس رامین به مرو باز میگردد و هر دو با برداشتن مقداری طلا از خزانه شاهی فرار می کنند و راهی غرب ایران می شوند و پس از عبور از قزوین به دیلمان می رسند و آنجا مستقر می شوند . پادشاه مرو که خبر را می شنود سخت آشفته می شود و با سپاهیانش راهی جستجوی آن دو می شود . شاه و یارانش شب هنگام در جاده ای استراحت میکند ولی ناگهان گرازی بزرگ به اردوگاه آنان حمله می کند . پس از چنیدن ساعت درگیری میان شاه و یارانش با گراز حیوان شکم شاه مرو را از بالا تا به پایین می درد و در نهایت پادشاه مرو آن شب کشته می شود . پس از شنیدن خبر مرگ شاه مرو رامین به عنوان جانشین وی تاج سلطنت را بر سر می گذارد و زندگی رسمی خود را با معشوقه خود آغاز میکند تا روزی که ویس پس از سالها به مرگ طبیعی فوت می شود . رامین که زندگی پر از مشقتش را برای رسیدن به ویس سپری کرده بود با مرگ ویس کالبد او را در زیر زمینی قرار می دهد و پس از واگذاری تاج و تخت شاهی به اطرافیانش در مراسمی بزرگ راهی زیر زمین می شود و خود در کنار ویس با زندگی بدرود می گوید و با آغوش باز به مرگ درود می دهد و در کنار کالبد معشوقه دیرینه اش به خاک او و جسدش بوسه می زند و خودکشی می کند و چنین پایان یافت عشقی که پس از دو هزار سال همچنان آوازه اش در ایران و جهان شنیده می شود . |
|
راوی داستان : فخرالدین اسعد گرگانی |
|
تعداد نظرات : 0 |
تعداد بازدید : 4050 |










